25 اکتبر 2022•بهروزرسانی: 27 اکتبر 2022
استانبول/عبدالسلام سلیمی/خبرگزاری آناتولی
علیرغم آغاز فصل بارش (پاییز و زمستان) در ایران، آمارهای رسمی نشان میدهد که ورودی آب به سدهای ذخیره و استراتژیک در مناطق مختلف این کشور، به ویژه تهران، اصفهان، خوزستان و غیره در مقایسه با سال گذشته کاهش شدیدی یافته، تا جاییکه نهادها و مسئولین ذیربط و همچنین کارشناسان حوزه آبخیزداری نسبت به بحران کمآبی در چند ماه آینده ابراز نگرانی کردهاند.
در این زمینه، فیروز قاسمزاده، مدیرکل دفتر اطلاعات و دادههای آب ایران و سخنگوی صنعت آب این کشور گفته است: در فصل جاری تاکنون 3 میلیمتر بارندگی دریافت کردیم و در مقایسه با پارسال 44 درصد و نسبت به بلندمدت 59 درصد کاهش داشته است. در این شرایط، ورودی به مخازن سطحی و زیرزمینی کاهش مییابد.
قاسمزاده همچنین اعلام کرده است: ورودی مخازن در سال آبی جاری نسبت به مدت مشابه در سال گذشته 14 درصد کاهش دارد. میزان پرشدگی سد زایندهرود اصفهان و سدهای تهران، خوزستان و حوضه آبریز دریاچه ارومیه نیز به ترتیب حدود 11، 19، 43 و 29 درصد است.
-تنش آبی در ایران
وی همچنین اظهار داشت: میزان پرشدگی مخازن ایران 37 درصد است. این رقم طی 5 سال گذشته 43 درصد بود. کشور ما از 12 سال پیش طبق شاخصهای بینالمللی وارد «تنش آبی» شده است. اگر سرانه آب کمتر از 1700 مترمکعب کمتر باشد، وارد «تنش آبی» و اگر سرانه زیر 1000 مترمکعب باشد وارد کمبود آب خواهیم شد و آثار آن ملموس خواهد بود.
در همین راستا، مهندس محمدرضا افتخاری، کارشناس ارشد مهندسی آب و سازههای هیدرولیکی و استراتژیست هیدروپلتیک در مصاحبه اختصاصی با خبرگزاری آناتولی به بررسی عوامل اقلیمی و انسانی بحران کمبود آب در ایران پرداخت که در ادامه مشروح اظهارات ایشان میآید.
بحران کمآبی در ایران را از چند وجه مختلف میتوان بررسی کرد. البته ابتدا باید این نکته را در نظر داشت که با توجه به اینکه در پایان سال آبی قرار داریم، «کمآبی» تا حدودی طبیعی است. به هرحال، عواملی مانند نابودی تدریجی منابع طبیعی، توسعه کویرها و البته نیاز روزافزون انسان به غذا باعث شده است تا مشکل کمآبی ایران که سابقه دیرینی نیز دارد، تشدید شود.
سوءمدیریت نیز در این زمینه سهیم است. بهعنوان مثال، ایران چهارمین صادرکننده هندوانه در جهان است که زیادهروی در صادرات آب مجازی محسوب میشود. با آب مصرفی برای صادرات این میوه، میتوان 100هزار تن گندم تولید کرد که به اندازه یکسوم واردات ایران است. یا اینکه با توقف صادرات خیار، سالانه 21 میلیونمتر مکعب آب ذخیره میشود و با آن میتوان 28 هزار تن ذرت تولید کرد.
این فاکتور (سوءمدیریت) آسیبهایی جدی به حوزه آب ایران زده است. بسیاری از نمایندگان دوره های مختلف مجلس ایران برای جلب رای، مقدمات سدسازی در حوزه انتخابیه خود را فراهم میکند. بههمین دلیل، سدهای بسیار خشک و بلااستفاده بسیار زیادی در ایران وجود دارد. در جاهایی سد ساختهایم که به لحاظ اقلیمی و زمینشناسی شرایط مناسب را ندارد.
در این به مثال بارزی اشاره میکنم؛ سد «بارزو» در شهرستان شیروان خراسان شمالی که سرشاخه دو رودخانه «کورکانلو» و«قوردانلو» به شمار میآید با ظرفیت 92 میلیون متر مکعب راهاندازی شده، اما هیچوقت بیشتر از 44 میلیون مترمکعب پر نشده است. باتوجه به خشکسالی سال جاری از 9 میلیون مترمکعب تجاوز نکرده که این مصداقی بارز از شکستی بزرگ است.
عامل دیگر، دیپلماسی غلط است. ابرقدرت روسیه در همسایگی ایران باتوجه به دسترسی به قطب شمال، منابع آب شیرین زیادی دارد و بههمین دلیل در آینده نزدیک بر اقتصاد آسیا تسلط خواهد یافت. هیدروپولیتیک ایران از زمان پهلوی تاکنون ضعیف بوده است. سرچشمه رودخانههای شرقی ما در افغانستان قرار دارد که با طرحهای خود باعث کاهش آب ورودی به ایران و خشکیدگی دریاچه هامون و آبچالههای اطراف آن شده است.
همچنین ایران در حوزه دیگری با افغانستان و ترکمنستان مشترک است؛ ایران از افغانستان آب میگیرد و به ترکمنستان میدهد، اما چون در استان خراسان شمالی سازههای آبی درستی نداریم، بخش کوچکی از آب رود اترک را از این کشور میگیریم که میتواند هزینهساز باشد. اگر نگاه ما به آب نیز مثل نفت باشد، باید حساسیت بیشتری نسبت به حق و حقوقمان داشته باشیم.
از آن سو، اروندرود و هورالعظیم به دلیل کمآبی رود کارون خشک شده است. این در حالی است که میتوانیم کمی تدبیر از اروندرود به هورالعظیم آب وارد کنیم. علت این بحران نگاه سیاسی ایران به اروندرود است، چون بهجای رویکرد هیدروپولیتیک، از زاویه دیپلماسی به این رودخانه نگریستهایم. این روند غلط، از زمان حکومت محمدرضا شاه پهلوی تاکنون اصلاح نشده است.
همچنین طبق توافق ارس، بایستی 50 درصد رود این رودخانه در اختیار نخجوان، ارمنستان و آذربایجان و 50 درصد هم برای ایران باشد، اما به دلیل خلأ زیرساختها نمیتوانیم بهرهوری چندانی از این منبع داشته باشیم. درست مثل دریای خزر که ما برداشت نفتی نداریم ولی آذربایجان استخراج میکند. حتی بین ایران و آذربایجان هیچ پروتکلی وجود ندارد و درباره آن صحبتی نشده است.
در پایان، ناکارآمدیهای مدیران ذیربط را نیز فراموش کرد. افراد با تخصص ناچیز و تعهد کم در حوزه محیطزیست تصمیمسازی میکنند. به کارشناسان مستقل حوزه آب که میتوانند فعالیت تاثیرگذار و مثبت داشته باشند، بدون وابستگی گروه و فرقه خاصی پست و مقام دداده نمیشود. معمولا کمتجربهها میآیند و زمام امور را با کمترین تخصص و آشنایی در دست میگیرند، در نتیجه، حوزه آب ایران نیز مثل اکثر حوزههای دیگر با مشکلات زیادی مواجه و ناکارآمدی پررنگتر شده است.