24 سپتامبر 2021•بهروزرسانی: 28 سپتامبر 2021
تهران/ حمیدرضا ابراهیمی/ خبرگزاری آناتولی
ماههای آخر سال 2014 از حیث سقوط شهرهای مهم عراق و پیشروی گروه تروریستی داعش در عمق خاک این کشور و نزدیک شدن به سقوط سامرا و تهدید کاظمین از حساسترین مقاطع سیاسی در دهههای بعد از سقوط حکومت صدام حسین محسوب میشد. ارتش عراق از هم مضمحل شده و توانایی دفاع را از دست داده بود و از سوی دیگر وضعیت سوریه هم نابسامان و ارتباط سیاسی ایران و عربستان سعودی در سطح بسیار پایینی قرار داشت.
در این میان، فرمان ایجاد گروه حشدالشعبی و جلوگیری از پیشروی بیشتر داعش باعث شد تا اعتماد به نفس شیعیان عراقی بالاتر رفته و از سوی دیگر ایران وزنه جدیدی در منطقه پیدا کند. نیروهای شبهنظامی مسلح شیعی عراقی حالا فرمی قانونی و مشروعیت بینالمللی یافته بودند و میتوانستند نقش بازویی جدید در قدرت منطقهای ایران را ایفا کنند.
در این بین، این احساس بطور قوی وجود داشت که باید یک حلقه وصل هویتساز میان شیعیان دنیا شکل گرفته و آنان را به هم متصل کند و موضوع اتحاد شیعی در برابر داعش بهعنوان یک نیروی شبهنظامی سنی و همچنین حامیان گروههای دیگر سنی در منطقه مثل عربستان سعودی و قطر و ترکیه شکل و قضیه در حد یک اتحاد نظامی باقی نمانده و حالت مردمی به خود بگیرد.
m%2F20181027_2_33128493_38503743.jpg)
راهپیمایی شیعیان عراق از استانهای جنوبی به سمت کربلا در روز اربعین مسئله جدیدی نیست و در دوران صدام هم به سختی و علیرغم محدودیتهای فراوان انجام میشد و بعد از سقوط او نیز استمرار یافت، اما بطور مشخص این مراسم به شدت بعد از افزایش درگیریهای منطقهای ایران تقویت شده است و تهران از آن بهعنوان یک اهرم هویتی قوی برای اجتماع شیعیان جهان استفاده میکند. شاید هم در کنار مراسم حج آن را به عنوان یک گردهمایی مذهبی عظیم مطرح میکند.
با این فرق که حج سویه سیاسی خاصی حتی به نفع عربستان ندارد، اما اربعین بهعنوان نماد قدرت ایران در منطقه محسوب میشود. در سالهای نخست سفر اربعین با هدایت تهران رونق بسیاری داشت و حجم زیادی از زوار برای زیارت از مرزهای جنوبی و غربی ایران بدون کنترل خاصی وارد عراق میشدند و در مسیرهای منتهی به حرم امام حسین نیز حجم بالایی از تبلیغات سیاسی مثل نصب تصاویر رهبران جمهوری اسلامی و حزبالله و حتی حوثیهای یمن به چشم میخورد.
دولت رسمی عراق سیطره چندانی بر امنیت راهپیماییها نداشته و شبهنظامیان نزدیک به تهران آن را اداره کردهاند و تمهیدات لجستیکی نیز عمدتا به کمکهای مردمی وابسته است. بافت عشایری عراق به شدت میهماننواز است و آمیختن این رسم با اعتقادات مذهبی باعث میشود تا آنها در این مدت برای میهمانان سنگ تمام بگذارند و این موارد به علاوه کمکهای مستقیم و غیرمستقیم حکومت ایران مثل ارز اختصاصی به مسافران و مرخصیهای راحت دولتی مراسم اربعین را به مثابه یک سفر کمهزینه و آسان برای اقشار مختلف ایرانی قرار داده است. ضمن اینکه با تبلیغات وسیع دولتی به تدریج زوار بیشتری از کشورهای غیرهمجوار عراق راهی این مراسم میشوند. در کنار این فصل راهپیمایی در این سنوات پس از گذشت دوران گرمای طاقت فرسای بیابانهای اطراف نجف و کربلا است و فشار زیادی از بعد جسمانی به زوار وارد نمیکند.
در مورد روند آتی راهپیمایی اربعین به نظر میرسد به تدریج شاهد تغییراتی باشیم. در سالهای اخیر اعتراضاتی از طرف بدنه مردمی این مراسم در عراق نسبت به سیاسیسازی آن صورت گرفته است و چهره هایی مانند مقتدی صدر به صراحت خواستهاند تصاویری غیر از تصاویر مراجع عراقی در هیاتها بالا نرود.
مساله بعدی اینکه؛ پس از آخرین راهپیمایی اربعین در پاییز 2019 اتفاقات زیادی در جنوب عراق رخ داده و اعتراضات وسیعی علیه دولت شکل گرفته و به کرات به مقرهای دیپلماتیک ایران در شهرهای جنوب عراق حمله شده است. بطور واضح میتوان گفت که فضای مناطق جنوبی عراق رویکرد سالهای اولیه راهپیمایی اربعین در قبال ایران را ندارد و این مناطق تا حدی با ایران و احتمالا زوار ایرانی دارای زاویه فکری شدهاند.
در برخی از این مناطق حتی پس از ترور ابومهدی المهندس اجازه تشییع پیکر او داده نشد و از راه هوایی به نجف منتقل شد. هر چند دو سال از این ماجرا گذشته و به علت کرونا امسال هم این راهپیمایی از طرف زوار ایرانی برگزار نشده است، اما نمیتوان انتظار داشت که در سنوات آتی همان استقبال سالهای اولیه از زوار ایرانی انجام شود. همانطور که نمیتوان انتظار داشت این مراسم بطور کلی بی رونق و کالا لغو شود.
این مراسم در عراق ریشهدار و تاریخی محسوب میشود و در سنوات اخیر به علت مقاصد سیاسی به نظر بیش از آنچه مورد انتظار بوده، گسترش یافته است اما به تدریج با فروکش کردن سمپاتیهای سیاسی در داخل عراق این مراسم به سبک اصلی و سیاق حقیقی خود نزدیک و از فرم یک گردهمایی سیاسی خارج میشود.

این اولین مورد از شکلگیری یک فرم سیاسی ورای حادثهای تاریخی نیست؛ برای مثال در تقویمهای رسمی جمهوری اسلامی تا ابتدای دهه هفتاد از عنوان وفات برای توصیف درگذشت حضرت فاطمه (س) استفاده میشود، در حالیکه بعد از آن به شهادت تغییر کرد و موج سیاسی بزرگی نیز در ورای آن برای نقد خلفای (سهگانه) راشدین شکل گرفت. موجی که بعدها برای مهار تبعات آن مقامات مذهبی/سیاسی آن ناگزیر به ورود برای جلوگیری از توهین به بزرگان اهلسنت شدند. مراسمی مثل روز عرفه و برائت از مشرکین نیز در همین قالب و برای تعریف یک هویت سیاسی مشترک برای شیعیان در راستای مقابله با دشمنان جمهوری اسلامی قابل تعریف است.
[حمیدرضا ابراهیمی، روزنامهنگار حوزه جهان عرب و خاورمیانه و کارشناس ارشد حقوقبشر است.]
*نکات مندرج در این نوشته بیانگر دیدگاه نویسنده است و الزاما بازتاب رویکرد خبرگزاری آناتولی نیست.